ندای معروف
 

فریضه خطیر و الهی ( امر به معروف و نهی از منکر ) بر خلاف تصور عامه مردم ، یک وظیفه فرعی معمولی نیست ، بلکه دامنه گسترده آن شامل همه امور بینشی و گرایشی و کوششی می شود و معروف و منکر در عقیده و افکار و اخلاق و اعمال ، در رابطه با فرد و جامعه مطرح است.


زمینه سازی برای بحث های بعدی ایجاب می کند که در اینجا به ابعاد دامنه آن توجه کنیم و بدانیم که معروف و منکر با مراتب و مراحل آن به همه امور انسانی مربوط بوده ، و در فکر و خیال و نیات و صفات و اعمال و رفتار ، خوب و بد تصور می شود از قبیل:
افکار خوب و افکار بد
نیتهای خوب و نیتهای بد
عقاید خوب و عقاید بد
صفات خوب و صفات بد 
اخلاق خوب و اخلاق بد
کسبهای خوب و کسبهای بد
مصارف خوب و مصارف بد
سیاستهای خوب و سیاستهای بد
مبارزه های خوب و مبارزه های بد.
پس چقدر دقیق و عمیق است سخن مولا علی (علیه السّلام) که فرمود: و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله ، عند الامر باالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثه فی بحر جی.
همه کارهای خوب و حتی ، جهاد فی سبیل الله ، در کنار امر به معروف و نهی از منکر ، مانند آب دهان در هنگام فوت کردن در مقابل دریاست.
و حضرت ابو جعفر امام باقر (علیه السّلام) فرمود:
( فریضه عظیمه بها تقام الفرائض ) 
امر به معروف و نهی از منکر ، فریضه و واجب بزرگی است که بواسطه آن همه واجبات برپا می شود .
و بر اساس گستردگی دامنه این فریضه است که در منابع فقهی ، روایات بسیاری ، موارد و مصداقهای معروف و منکر را بیان می کند و در کتاب و سائل الشیعه (285 ) حدیث در این موضوع آورده است.


زمامدار معروف و همگامی با او

در بینش و گرایش بسوی معروف ها و منکر ها و موضعگیری در جهت آنها ، این مطلب نقش تعیین کننده دارد که بدانید و به دیگران هم بفهمانیم که معروف و منکر باهم تضاد دارند و در دو جهت مخالف هم قرار دارند.
در طرف معروف ها زمامدار خداست و همه معروفها منسوب به آن ذات اقدس و جمال مطلق است .
در طرف منکر سردمدار ابلیس و جنود اوست و همه منکرات و زشتی ها به او باز می گردد.
و لذا معارف اسلامی گویاست که امر به معروف و نهی از منکر دو خلق الهی و دو خوی بندگان خالص اوست.
با انجام امر به معروف و نهی از منکر ، صفات الهی زنده می شود و روش خدایی یاری می شود ، و با ترک آن ، راه و روش شیطان زنده می شود.
قرآن می فرماید:
(..... و البته خدا یاری میکند کسانی را که او را یاری می کنند زیرا خداوند قدرتمندی است که مغلوب نمی شود . یاری کنندگان خدا همانهایی هستند که وقتی به آنها در زمین تمکن و قدرت دادیم ، نماز را بر پای می دارند و زکوه را اداء می کنند وامر وبه معروف می نمایند واز زشتی ها ومنکرات نهی می کنند...)
و در همین راستا امام صادق (علیه السّلام) می فرماید : 
(براستی که امر به معروف ونهی از منکر دو خلق از اخلاق الهی است پس هر کس این دو را یاری کند، خدا او را یاری می کند ، وهر کس این دو را خوار کند ، خدا خوارش می کند.) 
خیر خواهان بشریت و برخورد با ناهنجاریها 
یکی از ویژگیهای انسانهای شرافتمند و بزرگمنش خیر خواهی برای دیگران است، که در اسلام فوق العاده مورد توجه قرار گرفته و درباره آن سفارش نموده اند .
اسلام دین خیرگرایی و خیر خواهی است . چرا که اسلام به خدا گرایی و همگونی با خدا دعوت می کند ( وحقیقت عبادت و اطاعت که مهمترین هدف انبیا بوده ، همین است ).
خدا خیر مطلق است و برای همه بندگان نیز خیر می خواهد و بخاطر خیر خواهی ، همه پیام آوران رابرای راهنمایی انسانها مبعوث فرموده است .
تمام انبیاء ( در مقابل مستکبران و ستمگران ) خیر خواهان بشر می باشند. و به تعبیر قرآن برای نصیحت و خیر خواهی مامور شده اند .
( وقال یاقوم لقد ابلغتکم رساله ربی و نصحت لکم )
( و گفت : ای گروه ، به حقیقت که پیام پروردگارم را بشما ابلاغ نمودم و برایتان خیر خواهی کردم)
انبیاء پیروان خود را به خیر خواهی برای دیگران امر نمودند. و اسلام نیز به پیروان خود فرمان می دهد که برای همه مردم خیر خواه باشید:
( و قولوا للناس حسنا ) 
برای همه مردم نیکو بگوئید و نیک بخواهید.
در معارف متعالی اسلام خیر خواهی برای مومنین واجب و ترک آن حرام مسلم است و احادیث بسیاری این دروس را به ما می آموزد:
امام صادق (علیه السّلام) فرمود:
( علیکم بالنصح لله فی خلقه فلن تلقاء بعمل افضل منه )
برشماست که برای خدا در میان خلق خدا خیر خواهی کنید ، هرگز با عملی بهتر از آن خدا را ملاقات نمی کنی.
رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
( الدین نصیجه ، قیل : لمن یا رسول الله ؟ قال لله ولرسوله ولائمه الدین ولجماعه المسلمین )
(کل دین خیر خواهی است ، گفته شد: برای چه کسی ای رسول خدا ؟ فرمود: برای خدا و رسول او وامامان دین وجامعه مسلمین)
ودر حرمت ترک خیر خواهی، رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
( من سعی فی حاجه لاخیه فم ینصحه فقد خان الله و رسوله )
(کسی که در رابطه با کار برادری تلاش کندو خیر خواهی نکند ، به حقیقت بخدا و رسول او خیانت کرده است)
پس بدیهی است که مسلمانان بر اساس اعتقاد به اسلام ، خیر خواه همه انسانها هستند و بلحاظ همین روحیه خیر خواهی است که نسبت به سرنوشت جامعه ونیک وبد وضع آنان بی تفاوت نسیستند ویس تقاوتی در رابطه با انحطاط وتنزل مردم از گناه می دانند.
اگر بینی که نابینا به چاه است اگرخاموش بنشینی گناه است
مسلمان نمی تواند آرام بگیرد ، در حالیکه ببیند همکیشان او ، برادران ، وخواهران او ، دارند به چاه نکبت و زشتی ها و پستی ها سقوط می کنند.
اما بر خلاف این روحه ، مستکبران و ستمگران و انسانهایی بی تفاوت ، هیچ باکی ندارند که سایر همنوعان آنان در بدترین منجلابهای اخلاقی سقوط کنند، اصلاً برای دیگران رنج نمی برند و لذا نشاید که نام آدمی بر آنان نهادن. و بقول سعدی شیرازی:
توکز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی 
آری باید بدانیم و به دیگران هم بفمانیم که، وظیفه امر به معروف ونهی از منکر ، از روحیه خیر خواهی نشات می گیرد .ومسلمانان به داشتن چنین روحیه بشر دوستانه می بالند وفخر می کنند . نه آنکه ادای این وظیفه دخالت بی مورد درکار دیگران باشد ، همچنانکه شما نسبت به کسی که دوستش دارید وعلاقمند هستید ونسبت به او احساس مسئولیت می نمایید ، تذکر می دهید وراهنمایی می کنید ، ونسبت به آنکه دوست ندارید بی تفاوتید.
اسلام بی تفاوتی نسبت به هیچکس را روا نمی دارد ، بخصوص نسبت به مسلمانان ،پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مکرر می فرمود: 
(هر کس صبح بر خیزد وبه مسلمانان اهمیت ندهد مسلمان نیست)


اخلاص ودلسوزی :

آمران به معروف وناهیان از منکر ، درمانگرایی دلسوز هستند که می خواهند دردهای روحی و روانی افراد جامعه خود را درمان کنند وعهده داران این وظیفه مقدس هیچگونه انگیزه وچشم داشتی از این خیر خواهی ندارند ، جز جلب رضای خدای متعال وادای وظیفه بندگی ، وهر کس این روحیه وشایستگی را در خودا یجاد نکند در واقع لایق این منصب وماموریت که ادامه راه انبیاء است نخواهد بود.
معارف بلند اسلامی به ما می آموزد که یکی از شرایط عهده داری این وظیفه آن است که مجریان با رفق ومدارا عمل کند و بروز روحیه مدارا وخیر خواهی زمینه پذیرش بهتر آنرا فراهم می کند.
امام صادق (علیه السّلام) می فرماید : کسی امر به معرف ونهی ازمنکر می کند که خود به گفته اش عمل کند و در امرو نهی عدالت بورزد و رفق ومدارا را به کار گیرد.


احیاء فضائل وتوسعه فرهنگ

عظمت وسربلندی وسرافرازی یک ملت وجامعه و یا حقارت وسرافکندگی آن بستگی دارد به اعمالی که انجام میدهند ، بزرگی وعظمت به گفتار نیست بلکه کردار و رفتار است که عظمت می آفریند. کردار و رفتار است که موجبات شکست وسقوط یک ملت را فراهم می آورد وتاریخ بشر مملو از این نمونه ها ست. 
بزرگی سراسر به گفتار نیست دو صد گفته چون نیم کردار نیست
امتها وملتهایی که خواهان عظمت و سربلندی هستند ، باید عوامل عظمت ها را بیابند ودر جامعه خود ایجاد کنند.


جامعه پایدار و واژگون

درتعبیرات عمیق ودقیق اسلام در رابطه با جوامع دوگونه جامعه تبیین شده است: جامعه پایدار و جامعه واژگون .
پر واضح است که جامعه ای پایدار و پابرجا می ماند که ارزشهای بشری در آن جامعه زنده نگه داشته شود وضد ارزشها نابود گردد. و در صورتی که به عکس شود ضد ارزشها مطرح گرد وارزشها نابود شود ، آن جامعه نابود وساقط می گردد.
عامل مهم که می تواند ضامن حفظ ارزشها وزدودن ضد ارزشها باشد ، انجام امر به معروف ونهی ازمنکر است. همه باید برای حفظ ارزشها تلاش کنند تا جامعه پایدار وسرافراز بماند وبشکل ملتی الگو ونمونه در آید.
قرآن می فرماید : ( شما بهترین امتی هستید که به نفع جامعه بشری تحقق وتشکل یافته اید، درحالیکه امر به معروف ونهی ازمنکرنمایید وبا خدا ایمان داشته باشید...)
رسول گرامی اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در یکی از سخنان حکیمانه خود برای انحطاط جامعه سه مرحله ذکر می کند : مرحله اول آن است که درجامعه امر به معروف ونهی ازمنکر انجام نگیرد .
مرحله دوم و بدتر از اول آنست که مردم درجهت مطرح کردن ضد ارزشها قرار گرفته ،امربه منکر کنند ونهی از معروف نمایند.
مرحله سوم و بدتر از دوم که نتیجه آن مرحله است آنست که افراد در اثر کجروی وعدم برخورد آگاهان آنچنان دچار انحطاط گردند که ارزشها را ضد ارزش و ضد ارزشها (منکرات ) را ارزش بدانند وچنین طرز تفکر ودیدگاه وبینشی داشته باشند.


حیات و مرگ جامعه 

احیاء ارزشها (معروفها) نه تنها عامل پایداری جامعه است ، بلکه با دید عمیق تر ، حیات ومرگ جامعه نیز با زنده داشتن ارزشها ونفی آنها ارتباط دارند . زیرا بدیهی است که درجامعه ارزشهای انسانی مطرح نباشد ، جامعه انسانی نیست بلکه تجمعی ازحیوانات بشمار می روند یعنی باحذف ارزشها انسانیت یک جامعه می ریزد ونابود می شود .
(.. پس وقتی صورت ، صورت انسان وباطن ، باطن حیوان است وراه هدایت را نمی شناسد که تبعیت کند، ومسیر گمراهی را نمی شناسد که باز ایستد ، این مرده زندگان است)
واز اینکه مهمتر ، تعلمیات الهی ومعارف آسمانی اسلام گویای آنست که : نیکوکاری ها بر عمرها می افزاید وتبهکاریها ، جوامع افراد را به کام مرگ فرو می برد.
قرآن سرگذشت جوامع متعددی را یادآوری می کند که دراثر گناه به هلاکت رسیده اند:
الف : چونانکه بت پرستان قوم نوح ، با طوفان وفراگیری آب غرق شدند.
ب :وقوم عاد با ادامه بت پرستی ودنیا گرایی واسراف وعدم پذیرش دعوت پیامبر خدا (حضرت هود (علیه السّلام) با عذاب خشکسالی وقحطی و باد کشنده و ویرانگر نابود شدند.)
پ: و قوم ثمود به سبب اسراف وافساد کشتن شتر حضرت صالح پیامبر (علیه السّلام) با صاعقه آسمانی کشته شدند.
ت : وقوم حضرت لوط (علیه السّلام) در اثر گناه همجنس بازی با زلزله زیرو رو شدند.
ث: وفرعون ویاران او به گناه استکبار وسرکشی ومخالفت با موسای کلیم (علیه السّلام) در رود نیل غرق شدند.
وقرآن در بیان علت همه این نابودها می فرماید :
(... پس هلاک کردیم آنان رابه گناهشان وبعد از آنها گروه دیگری را ایجاد نمودیم)
(همانطور که خوی آل فرعون وگروههای قبل از آنان بوده ، آیات پروردگارشان را تکذیب کردند ، بی آنان که به گناهشان هلاک کردیم و آل فرعون را غرق کردیم وهمه آنان ستمکار بودند.) 
امام صادق (علیه السّلام) فرمود:
(انجام معروفها انسان را از مرگ های بد نگه می دارد .)
و نیز فرمود : 
( زندگی مردم در سایه نیکوکاری ، بیش از زندگی باعمر است ، ومرگ مردم به واسطه گناه ، بیش از مرگ مردم به واسطه اجل طبیعی است.)
ورهنمودهای بسیاری به این مضمون در اختیار ما نهاده اند.


پاسداری از ارزش ها

یکی ازمشخصه های بارز و یک ویژگی مهم انسان ، فرق گذاری میان خوب و بد و زیبا و زشت و روا و ناروا است ، که از روح جمالگرایی وکمالگرایی و جمالخواهی و خیر خواهی نشات می گیرد.
اگر در جامعه بشری این روحیه بمیرد ،دیگر خوب وبد یکسان ارزیابی شده واز این جهت تفاوتی با دیگر حیوانات نخواهد دشت.
وای بر جامعه ای که این خصیصه را از دست بدهد که دیگر زمینه رواج همه فساد ورذائل درآن آماده شده است وبرآن جامعه باید خون گریست.
برای آنکه جامعه به چنین روسیاهی مبتلا نشود ، وبه راه های شیطانی وانحراف نیفتد ، و قیامت قبیح از بین نرود، همه انسانها باید احساس مسئوولیت کنند ، وبه معروفها دعوت کنند واز زشتیها ممانعت ورزند ، قرآن می فرماید:
(یا ایها الذین آمنو لا تتبعو خطوات الشیطان فانه یامر بالفحشاء والمنکر ...)
در این خطاب عمومی ، همه اهل ایمان راموظف می کند که نگذارید ازکامها ونقشه های شیاطین تبعیت شود، نباید این تبعیت انجام گیرد، زیرا شیطان امر به فحشاء ومنکر می کند ، تبعیت بعضی با عامل وبعضی با گفتار وبعضی باسکوت است.


سزاوار لعنت 

در صورتی که انسانها کوتاهی کنند وارزشهای انسانی را پاس ندارند خود با دست خودموقعیت خویش را به مرتبه حیوانات تنزل داده اند وسزاوار نفرین ولعنت هستند که به سرمایه ها ونعمت های خدادادی کفر ورزیده واز انحراف وکجروی ها تبعیت کرده اند 
(یا اهل کتاب بگو ، به ناحق در امر دین غلو وگزاف کاری نکنید وتبعیت نکنید از هوی وهوس آنان که از پیش گمراه شدند وبسیاری ازمردم را نیز گمراه ساختند واز راه راست منحرف گشتند . لعن شدند آن دسته از بنی اسرائیل که کفر ورزیدند بر زبان داود وعیسی بن مریم، زیرا از حد خود تجاوز می کردند وعصیان وسرکشی نمودند وهیچگاه ازمنکراتی که بجا آوردند (درجامعه انجام می گرفت ) نهی نمی کردند ومردم را باز نمی داشتند وچقدر زشت بود آنچه انجام می دادند)
آری وقتی ملتی در رابطه با رواج خوبی وبدیها درجامعه خود بی تفاوت شدند وبرایشان حاکم حق وباطل یکسان باشد به تدریج نیکوکاران خسته می شوند وبه خاطر عدم هماهنگی با آلودگی ها وانحراف ها کنار زده می شوند ونابکاران مسلط می گردند آنگاه از هیچ انسان شایسته ای سخنی نمی پذیرند وچه نکبت وبلایی از این بدتر که بر مردم فرو آید؟
امام سجاد (علیه السّلام) در تفسیر گناهان می فرماید :
(یکی از گناهانی که بلا نازل میکند ،ضایع نمودن امر به معروف ونهی ازمنکر است.)
امام ابوالحسن الرضا (علیه السّلام) فرمود:
(اتامرون بالمعروف ولتنهن عن المنکر اولیستعملن علیکم شرارکم فیدعو اخیارکم فلا یستجاب لهم ).
حتماوالبته باید امر به معروف وخوبیها ونهی از منکر نمائید والا بدهای شما بر شما مسلط شده ، پس هرچه خوبان شما بخواهند ودعا کنند ،دیگر پذیرفته نمی شود.
آری همان طور که گفتیم دعوت به خوبی ها بازداشتن از بدی ها از روحیه خداگرایی بر می خیزد وخداناشناسان چنین روحیه ای ندارند ولذا اگر مسلین این روحیه را ترک کنند از خدا فاصله گرفته اند و وابستگی خودرا با خدا درگرایش و روش قطع کرده اند .
پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:
( اذا امتی تواکلت الامر بالمعروف والنهی عن المنکر فلیاذنوا بوقاع من الله).
وقتی که امت من امر به معروف ونهی ازمنکر را هرکدام به دیگری محل کند ، باید دورشدن خود از خدا را اعلام کنند.


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٤/۸ توسط ندای معذوف۶
تمامی حقوق مطالب برای ندای معروف محفوظ می باشد