ندای معروف
 

 

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت:ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟



 

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت:ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟
 
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری. ... می‌خوری تو و هفت جد و آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...
 
جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد: خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.
 
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...

 

 

مادر دست دختر بَزک کرده اش را گرفته و در بازار مشغول خرید است. برخی از جوانان و مردان هم طبق معمول دختر را برانداز می کنند. فکر کردم مادر متوجه این قضیه نیست.به طرفش رفتم.گفتم حاج خانم میشه یک عکس با دختر خانمتان بگیرم؟مادر که چهره اش برآشفته شده بود،گفت:مگه بی صاحبه؟!! گفتم : برای من شد صاحب دار؟تمام دوربین های سَر مردای توی بازار،منظورم چشماشونه،دارند از دخترت فیلم و عکس می گیرن ولی من که اجازه گرفتم ...

 

 

داشتم توی پیاده رو رد می شدم دیدم مادری با حجاب دست دختر بدحجابی را گرفته و وارد مغازه ای شدند.خیلی تعجب کردم مادر که سن و سالی ازش گذشته با حجاب اما دختر جوانش با یک مانتو بدن نما و کوتاه و تارهای موهای سرش از روسری کوچکش از پشت و از جلو زده بیرون! با خودم گفتم: بزار از مغازه بیرون بیان سوال کنم علتش چیه؟!! مادر و دختر که از مغازه بیرون آمدند سوال کردم:حاج خانم میشه بپرسم چرا وضعیت پوشش شما با دخترخانمتون زمین تا آسمون فرق داره؟ مادر جواب داد: آبجی،من که سن و سالی ازم گذشته و تناسب اندام و هیکلم بهم ریخته ، اگه بخوام مثل دخترم مانتو بپوشم خیلی بد تیپ می شم،چادر که می پوشم خوش تریپ تر میشم! رو کردم به دخترش گفتم:وقتی چادر عیب و عیوبای بدن شما رو می گیره و خوشکل تر میشی، پس حتما اگر دخترخانمت هم خودشو بپوشونه خوش تیپ تر میشه.از طرفی دل مردای کوچه و بازار رو ریش ریش نمی کنه.آخه میدونی مردا با چشمهاشون هم ارضای روحی میشن و دخترشما هم وسیله ای برای ارضای اونها می شه!!!

 نتیجه:حجاب مصونیت است نه محدودیت


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٢/٤/٩ توسط ندای معذوف۶
تمامی حقوق مطالب برای ندای معروف محفوظ می باشد