تبلیغ ادیان غیرتوحیدی در قالب انیمیشن (5) +تصاویر

پس از تبیین اساس و مبانی پژوهش، اکنون نوبت به بررسی انیمیشن هایی می رسد که به ظرافت در صدد تبلیغ سبک زندگی و نوع جهان بینی خود هستند.

 

حال برای آشنائی هرچه بیشتر، روند حضور ادیان و مرام های چینی را در انیمیشن هایی که تلاش دارند آنها را معرفی و تبلیغ نمایند، بررسی کرده و ذیل هر انیمیشن به بحث می پردازیم.

 

 

ایکیوسان (1)

دهه شصتی ها همه سر کچل ایکیو را در خاطر دارند. مجموعه انیمه۲۹۶ قسمتی، از محصولات Toei Animation است که از اکتبر ۱۹۷۵ تا ژوئن ۱۹۸۲ از کانال TV Asahi پخش شد. داستان مجموعه الهام‌گرفته از زندگی راهب بودایی ایکیو است.

 

 

 

 

 

 

شاید آن موقع که ایکیو نگاه می کردیم، برای هیچکداممان مهم نبود که ایکیو یک راهب بودایی است، و اینکه او یک کودک زبر و زرنگ و زیرک است به همین علت راهب بودن او و پیاده کردن سبک زندگی راهبان است که او چنین قدرت تفکر و تمرکزی پیدا کرده. البته دهه 60 تبلیغات رسانه ای آنگونه پیشرفت نکرده بود که کتاب مقدس بودائیان در ایران رواج یابد و پیروانی پیدا کند و مسلمانانی را از راه راست به دینی کفر آمیز متمایل کرده و مسلمان را در کشور اسلام مشرک بار آورد!

 

 

آری امروزه بودائیان در میانمار مسلمانان را قتل عام می کنند و مساجدشان را آتش می زنند، آنوقت ایرانیان از اسلام جدا شده و بودایی می شوند. این نتیجه تبلیغ اشتباهی است که رسانه ملی ناخواسته در دامش افتاد. دستگاه های فرهنگی در دام بزرگی افتاده اند که نتایجش سالهای بعد نمایان می شود. حرکت خزنده ای که بارها با ادبیات هجوم رسانه ای مطرح شد. ادبیات جنگ نرم شاید در برخی حوزه های فرهنگی اشاره به چنین داستانهایی بکند. این جاست که نقد چنین آثار دم دستی ارزش می یابد. این جاست که دیگر ایکیو را نمی توان به چشم یک کودک بشر دوست قبول کرد. این جاست که انسان از این بودیسم بزک کرده می ترسد و این نظر تقویت می شود که در جبهه فرهنگی کابرد اساسی انیمیشن ها در صدد انتشار روح لطیف ادیان حتی منحرف در نیا است.

 

 

باز هم تاکید می کنم که در ایکیو ممکن است بعضا اخلاق پسندیده ای به تصویر کشد اما پازلی که این دسته تصاویر ارائه می کنند متنج به نوع جهان بینی الهادی می گردد که در انتهای نقد پاندای کنگ فو کار اشاره شد.

 

 

ایکیو پسر یک امپراتور بوده است و در دوره حکومت شوگون‌ها که حکومت را از دست امپراتورها خارج کردند، مادرش مجبور شده به همسری یک شوگون درآید و برای همین او را به معبد فرستاده است. این کودک مراتب رشد و ترقی را در معبد، خیلی زود طی می‌کند و در کارها از خود خلاقیت منحصربه‌فردی نشان می‌دهد. او هر زمان که تصمیم به تمرکز می‌گیرد دو انگشتش را روی سرش می‌چرخاند و بعد شروع به فکر کردن می‌کند. دقیقا همان شمایلی که مجسمه متفکر بودا در تمامی معابد بودایی ها دارد.

 

 

 

 

 

 

ایکیوسان مجموعه ای است که هر قسمت آن دارای داستانی جدید است، اما یک کلیت در همه آنها وجود دارد شخصیت هایی که مهم ترین آنها ایکیو، استاد، ژنرال و قاضی شهراند، داستان ها را روایت کرده و نطام بودایی «ذن» را بیشتر موشکافی می نمایند.

 

 

حضور نماد هایی چون دیر بودایی که در آن مجسمه های بودا در موقعیت های مختلف دیده می شود، وجود محل اجداد بزرگان در معبد، در مجاورت رودخانه و به دور از شهر بودن معبد، لباس یکدست سفید اعضای دیر و سر تراشیده آنها در دیر آنگوگوچی، حضور استاد بزرگ و تعالیم و تنبیه های او. اعتراف شاگرد ها نزد رودخانه، همه و همه روایتگر بودن ایکیو برای نشان دادن تعالیم بودا، شاخه ذن را نشان می دهد.

 

 

در نمایشنامه های تلویزیونی شخصیت های کارتونی نسبت به شخصیت های زنده یک مزیت دارند: می توانند چیزهایی بگویند و کارهائی بکنند که با شخصیت کارتونی آنها سازگار است در حالی که اگر همین اکت از شخصیت زنده سر بزند برای مخاطب قابل قبول نیست.(2) این درست همان امتیازی است که ایکیو را از سایر برنامه های کارتونی معاصرش جدا می کند. حضور کودکی 7،8 ساله که شخصیتی برای او ترسیم شده که بزرگ ترین مشکلات شهر را با تامل خاص و بودا گونه خود حل می کند. گرچه در نسخه فارسی آن بسیاری از مناسک بودائی، آداب ادعیه خوانی و توسل به ارواح و مردگان از این مجموعه حذف شده، اما شخصیتی که در ایکیو دیده می شود، اگر در یک مجموعه رئال به تصویر در می آمد فاقد جذابیت و پذیرش می بود.

 

 

 

 

 

 

هماهنگ بودن فرمت تبلیغی بودیسم با شخصیت ایکیو در فرم کارتون در این مجموعه سنخیتی جذاب پدید آورده. تبلیغات در سازمان یافته ترین و موثرترین شکل آن یک نظام آمورشی است،(3) و در ایکیو این نظام آموزشی حتی برای مخاطب مسلمان نیز پذیرفته شده است. و این پذیرفته شدن مرهون ترکیب مناسب اجرای سناریو طراحی شده برای شخصیت اصلی داستان می باشد.

 

 

سبک، داستان و طرح در ایکیو

همانطور که در ابتدای بحث ایکیو آمد هر قسمت از این مجموعه دارای داستان جداگانه ای است که حول شخصیت متفکر ایکیو مرد کوچک، می گذرد ما در این مقال داستان اول و سوم را بیان می کنیم.
سبک در ایکیو، انیمه دو بعدی است، اما داستان در قسمت نخست، مربوط میشود به فردی که یکی از هدف های زندگی اش شکست دادن ایکیو است. چون ایکیو هر سوالی را می تواند جواب دهد ولی او نه. مرد که به یکی از راهبان معبد پول قرض داده بود در ازای قرضش از او خواست تا جعبه جادویی استاد و رئیس معبد را برای او ببرد تا بوسیله آن بتواند ایکیو را شکست دهد اما وقتی راهب این کار را می کند او زیر قولش می زند و می خواهد که این بار کتاب تفکرات ایکیو را برایش ببرد، ایکیو از این مسئله خبر دار می گردد و کتاب دانشش را به پسرک راهب می دهد تا برای مرد طلبکار ببرد.

 

 

مرد طلبکار وقتی این کتاب را می بیند، متوجه میشود که این کتاب پر از نقاشی هائی است که ایکیو را در حالات تفکر و تمرکز نشان می دهد. و ایکیو به طلبکار بی سواد آموزش می دهد که این سواد ایکیو نیست که سبب حل مسائل است بلکه علت اصلی نیل به پاسخ سوالات در ذهن ایکیو تمرکزی است که در این حالات به دست می آید.

 

 

در قسمت 33 نیز می بینیم که فرمانروای شهر که برای شکار از شهر خارج شده و برای چند روز و به دور از هویت اصلی خودش میهمان یک خانواده روستائی است، به فرماندار دستور می دهد برای بازگشت به قصر باید قفسی مهیا کند که فرمانروا در آن بتواند به آرامی به تفکر بپردازد، ضمن اینکه فرماندار شخصا آن را تا خود قصر و بدون اینکه قفس را زمین بگذارد حمل نماید. ایکیو که او را در معبد و در حال دعا می بینیم پس از متوجه شدن ماجرا به سبک خودش دوباره تفکر می کند و راه حلی برای این مشکل نیز به دست می آورد.

 

 

باید توجه داشت سبک روایت در این مجموعه عموما خطی بوده و نویسنده با توجه به زمان نگارش و نوع داستان با انتخابی بجا هیچکونه شکست تاریخی و زمانی را در کار وارد نمی کند. البته قاعده ای نا نوشته اما پر کاربرد می گوید که در داستان هایی که برای کودکان روایت می گردد، عدم شکست زمان و کات ها و تدوین موازی سبب  بهتر نقش بستن و ماندگاری بالای داستان در ذهن کوک می گردد.
 

 

 

مجسمه بودا در حال تفکر که شخصیت ایکیو از آن برداشت شده است

 

 

احساس و معانی (ایکیو، توجه به خود بود فرد)

با تماشای این دو قسمت و خواندن فیلم نامه چند احساس کلی منتقل میشوند که عبارتند از:

• تمام مشکلات قابل حل اند، به شرطی که فردی که میخواهد آن مشکل را حل کند، به گونه ای خاص بنشیند، به تمرکز بپردازد تا از درون ضمیرش به ناگاه جوابی را کشف کند. چون همه مشکلات را ایکیو خرد سال به همین شیوه حل مینمود، مشکلاتی که استاد دیر، فرماندار و حاکم شهر از حل کردن آنها عاجز بودند.

 

 

• آنچه برای کودکان نیاز است، فراگرفتن دانش روز نیست، بلکه خرد سال باید با شیوه خاصی از زندگی کردن بزرگ شود و این شیوه است که در زندگی برای او مفید است هرچند از دانش روز اطلاعی نداشته باشد. در این مجموعه شیوه خاصی از زندگی روایت میشود که دارای رئوسی چند گانه است. مهمترین این رئوس، بیتوته کردن در معبد، رعایت نظافت محل زندگی و پیروی از مناسکی است که روبروی مجسمه بودا با ایجاد تمرکز به دست می آید.

 

 

• خود هر شخص مهم ترین عامل درک و شهود و یافتن راه های برون رفت از مشکلات است. راهی که حتی بر مشورت از بزرگان نیز برتری دارد.

 

 

 

ژرف ساخت (آئین ذن بودیسم)

آنچه در بالا آمد مواردی بود که بصورت عینی در مجموعه ایکیو قابل مشاهده بود. اما این مطالب بر پایه یکسری اهداف، اعتقادات و عقاید به رشته تحریر و ساخت در آمده است. مجموعه ای که تاکید فراوان بر دل، فردیت و تامل برخاسته از تمرکز بدون اتصال به قدرتی نا متناهی تکیه دارد، که همانا ذن بوذیسم است.

 

 

روح ذن از تمام اشکال عقل گرائی بیزار است، بی سوادی کمک می کند و به کشف حقیقت و نیروی شهود بودائی برجستگی بیشتری می دهد.(4) واژه "ذن" از کلمه "چن" گرفته شده است و آن هم قرائت چینی واژه "دیانه" است، دیانه به معنای تفکر و نظاره است و با نوعی مسامحه ممکن است به معنای مراقبه و "مدیتیشن"باشد.

 

 

یکی از واژه های اصلی در این زمینه "ذاذن" است، ذا به معنای نشستن و ذن به معنای مراقبه و مدیتیشن است. اساس آن هم به مراقبه بودا باز می گردد، هنگامی که بودا زیر درخت انجیر به مراقبه نشسته بود تا اینکه در آسمان نوری درخشید و راز نهائی را برای او کشف کرد.(5) درست فضائی که برای تفکر ایکیو در این مجموعه وجود دارد و ترسیم شده است. طبق آنچه از داستان قسمت اول ایکیو بر می آید ایکیو این نحوه نشستن و تفکر خود را برای تمرکز و راز موفقیت خود می داند. همان مطلبی که هدف از ذن در کتب دین پژوهی مطرح شده است.

 

 

محمد تقی فعالی در کتاب خود با عنوان آفتاب و سایه ها می نویسد: «هدف از آموزش ذن برطرف ساختن پریشانی های درونی انسان است که از دو انگاری ذهن حاصل می شود. اصول عقیدتی ذن عبارت است از ؛ سان یاتا، یعنی تهیت همه اشیاء؛ تاتارا، یعنی طبیعت اصلی هر شیء؛ تنها ذن، یعنی منبع تمام موجودات و اذهان بشری.

 

 

ساتوری، یکی از مهم ترین تجربیات در ذن است. آن را نمی توان تعریف کرد، ساتوری با استفاده ار افکار و حواس به دست نمی آید، بلکه این جرقه رهایی بخش تدریجی است که حاصل از تمرکز ذهن بشر است. فقط می توان از طریق قدرت ذهن به آن دست یافت. »(6)

 

 

معرفی بودا و نظام بودائی توسط ایکیو

ایکیو پسر زرنگی است که بواسطه برچیدن حکومت پدرش و ازدواج مادرش به زور با فرد دیگری، دیگر خانه ای ندارد تا در آن زندگی کند و به همین سبب در دیر بودایی جهت گذراندن دوره‌های آموزش دینی ساکن می باشد. قانون دیر بودای مهایانه (ذن معروفترین شاخه بودای مهایانه است) این است که شاگرد غیر از تعالیم اخلاقی و دعا خواندن باید به کارهای سختی که استاد می گوید عمل کند تا در مسیر خود سازی قدم بردارد. ایکیو این مراحل را با سرعت طی کرده بگونه ای که توانسته دوئیت ذهن خود را از بین ببرد و با تمرکز به نیروانا یا ساتوری ذهن برسد تا بتواند مشکلات موجود برای هم نوعانش را از بین بردارد.

 

 

محل اقامت ایکیو و سایر دانش آموزان ذن در مجموعه با نام دیر آنگو گوچی معرفی می شود. اما برای کودک این مهم است که چرا در این مدرسه تخته سیاهی وجود ندارد، معلم چیزی به دانش آموزان نمی آموزد و تنها آنها را مجبور می کند که جای خود را مرتب کرده، ظرف بشویند معبد را تمیز کنند و هر روز صبح جلوی مجسمه بودا دعا بخوانند. البته همه حرف ذن در همین خلاصه می شود. چرا که هیچ استاد ذنی تدریس نمی کند، اصلا چیزی برای تدریس وجود ندارد چرا که همه بودائی اند و راه وصول به اشراق  همه در ضمیر انسانی متمرکز می دانند(7) که ضمیر باید برای تمرکز آماده گردد، که اگر تمرکز حاصل شد مشکلات حل و نیروانا به تبع به دنبال خواهد آمد. با این سخن تضاد حاکم بر مدرسه و عدم منابع آموزشی موجود در پویانمایی ایکیو حل می گردد.

 

 

در ایکیو، مرامی که مورد پذیرش همه ادیان الهی است، مبتی بر تفکر و تمرکز، رعایت تمیزی و نظافت و احترام به بزرگتر به گونه ای مطرح شده تا تحسین مخاطب نسبت به آن برانگیخته گردد. در مقابل نقاطی ممکن است جبهه گیری مخاطب را نمایان کند کمرنگ کرده است، مثلا عدم کلاس درس منسجم در این انیمه محسوس است اما به گونه ای این نبود، نشان داده شده که ضمن درک این مسئله در آئین ذن، مخاطب نسبت به این نبود حساس نشود./ ادامه دارد.....................

 

 

پی نوشت ها:

 

1.ایکیو-سان (一休さん Ikkyū-san)

2. نویسندگی برای رادیو تلویزیون، رابرت ال هیلیارد، ترجمه فرزاد فرحزاد، انتشارات مرکز تحقیقات صدا و سیما، صفحه 474

3. مبانی تبلیغ، محمد حسن زورق،انتشارات سروش صفحه40

4. بی دلی در ذن،دوت سوزوکی،ترجمه ع پاشایی و نسترن پاشایی، انتشارات مرکر تحقیقات ادیان و مذاهب، صفحه17

5. آفتاب و سایه ها، محمد تقی فعالی، انتشارات نجم الهدی، صفحه 332

6. آفتاب و سایه ها، محمد تقی فعالی، انتشارات نجم الهدی، صفحه 334

7. آفتاب و سایه ها، محمد تقی فعالی، انتشارات نجم الهدی، صفحه 335

 

 

محمدسعید قشقایی/ دانشجوی کارشناسی ارشد تولید سیما - دانشکده صداوسیمای قم

/ 1 نظر / 5 بازدید
شهیاد

عالی بود ...