ظواهر اسلامی، چالش بزرگ آزادی عقیده در جوامع مدرن

، بنا بر ادعای وب سایت "دویچه وله" (DW) آزادی ادیان در آلمان موضوعی تضمین‌شده در قانون اساسی است. با این حال زنان مسلمان، چنانچه مایل به داشتن حجاب در محل کار خود باشند، حتی گاه باید به خاطر این خواسته، از خود در دادگاه دفاع کنند.

 

 

بحث حجاب علیرغم آزادی ادیان همچنان در آلمان حل نشده باقی مانده است. اولین بار ۱۵ سال پیش یک زن مسلمان که قصد داشت در مدرسه‌ای در ایالت "بادن وورتمبرگ" در جنوب این کشور به عنوان معلم مشغول به کار شود، شکایتی در این زمینه به دادگاه ارائه کرد.

 

 

این زن به نام فرشته لودین، اهل افغانستان بود که در سال ۱۹۹۵ به تابعیت آلمان درآمده بود. وی سه سال بعد به دلیل اینکه از استخدام وی در یک مدرسه به دلیل محجبه بودن، خودداری شده بود، به دادگاه شکایت کرد.

 

 

در آن زمان ایالت "بادن وورتمبرگ" توجیه کرده بود که طبق قوانین، معلمان بایستی در تمامی مدارس نسبت به پرسش‌های مذهبی دانش‌آموزان موضعی خنثی اتخاذ کنند.

 

 

بعد از این جریانات، بررسی‌ها نشان داد، در آلمان هیچ قانونی وجود ندارد که سر کردن روسری به دلایل مذهبی را ممنوع کند. از همین رو نیز دادگاه قانون اساسی آلمان در سپتامبر سال ۲۰۰۳ ممنوعیت داشتن حجاب برای معلمان مدارس را لغو کرد. اما "ایالت بادن وورتمبرگ" قانون جدیدی را به تصویب رساند که به معلمان مسلمان در مدارس دولتی اجازه نمی‌داد در کلاس درس حجاب بر سر داشته باشند. البته این قانون مخصوص ایالت یاد شده بود و دیگر ایالات آلمان چنین قانونی را تصویب نکردند. ماجرا زمانی پیچیده‌تر شد که در سال ۲۰۰۶ دادگاهی در اشتوتگارت، مرکز ایالت بادن وورتمبرگ، با تأکید بر برابری دینی، قانون ممنوعیت حجاب در این ایالت را لغو کرد.

 

 

به گفته "توماس برینک‌مان" یکی از فعالان فرهنگی در آلمان، تصمیم‌گیری در مورد مسئله حجاب برای دادگاه‌های آلمانی موضوع ساده‌ای نیست. او می‌گوید، پرونده‌های قضایی مربوط به حجاب زمانی که پای شرکت‌ها و دستگاه‌های خصوصی در میان باشد، بغرنج‌تر و پیچیده‌تر می‌شوند: «در این موارد بایستی تحقیق شود که فرد مذهبی آیا واقعا دارای اعتقاد قلبی به دین است و از چه موقع و به چه تناوبی حجاب داشته است؛ حتی در اوقات فراغت از کار.»

به گفته "توماس برینک‌مان"، برای او تا بدین جا تمامی قضاوت‌های دادگاهی در مورد پرونده‌های مربوط به حجاب قابل درک بوده است.

 

 

 

 

به راستی باید با اسلام چه کرد؟ این جمله، مفاد همان آهی است که هر روز چندین بار از نهاد سردمداران غرب برمی خیزد و واقعا نمی دانند با این چالش بزرگ چه کنند.

 

از شروع اصلی دوران مدرن بعد از رنسانس، آنچه که شعار اصلی در زمینه قوانین فکری و فرهنگی جامعه قرار گرفت، "آزادی" بود. اعلام آزادی مطلق در اروپا در حقیقت انفجار بزرگ فرهنگی بود که زاییده عقائد اشتباه و افراطی کلیسا در بیان و اجرای دین و احکام دینی در جامعه بود.

 

 

در نتیجه مردم از سمت دین به سویی دیگر گریختند که نمی دانستند در بطن آن چه چیز در انتظار آنهاست و این مار خوش خط و خال که همان مدرنیته و لوازم آن از جمله آزادی غربی بود، امروزه چنان این جوامع را گزیده است که دیگر درمان آن، خروج زهر نیست، بلکه قطع عضو است.

 

 

 

 

موضوع جذابیت های مدرنیته ای و آنچه که جوامع غربی با آن فرهنگ ها را تغییر می دهند، همان "دنیا"ست. دنیا جذاب است و نمی توان جذابیت ها و لذت های آن را کتمان کرد. برای همین هم چشم پوشی از آن سخت است و بنا به مسلک حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) باید آن را سه طلاقه کرد و الا گریختن از دام آن ممکن نیست.

 

 

حال جذب ملت ها از طریق دنیا و لوازم آن یعنی شهوات، لذت های بی مرز، رفاه افسار گسیخته و محو کردن خط قرمزهای انسانیت، کار سختی نیست. فقط پول و قدرت می خواهد که آن هم از طریق چپاول مادی ملت ها، میسر شدنی است و تا حد بسیاری هم شده است.

 

 

حال اگر در این میان بخواهید با حقیقت های ورای عالم طبیعت، یعنی معنویات و اخلاقیات و به طور کلی، مطالبات دین، این مردم را جذب کنید، بسیار کار سختی است. سخت از این جهت که بخش مهمی از حقیقت های دینی مطالبی نادیدنی و ناشنیدنی یعنی همان غیب است. از همین جهت هم ایمان به غیب یکی از پایه های مهم ایمان است. 

 

 

جلب اطمینان انسان ها به عالم غیب و اینکه انسان ها باید بر مبنای دستورات دین زندگی کنند و این دستورات، ظاهرا انسان ها را از رسیدن به بسیاری از لذت ها محروم می کند، به اضافه مفهوم "صبر" و اینکه انسان در بسیاری از موارد برای رسیدن به نتیجه و دریافت مزد اعمال خود باید سال ها صبر کند و گاهی هم منتظر مرگ و آخرت باشد، آموزشی بسیار تخصصی و سخت است.

 

 

حال اگر سختی کار فقط همین موارد باشد بسیار خوب بود، اما متأسفانه همه اینها را باید در کنار آن هجوم گسترده دشمن دید و ارزیابی کرد. دشمن با ابزار دنیا و جذابیت های دیدنی و لذب بخش آن، و منادیان توحید، با این همه مشکلات با هم می جنگند. جنگی بسیار نابرابر و ناجوانمردانه.

 

 

مطلب بسیار مهمی که منظور این سطور است، آنکه، با همه این نابرابری ها در این جنگ بزرگ، اگر در نهایت انسان ها جذب دین شوند، آنهم نه جذب موارد جذابی از دین، بلکه جذب محدودیت های ظاهری و دستورات به ظاهرسخت دین شوند، بسیار جای تعجب است.

 

 

اینکه میلیاردها دلار را خرج جذب این مردم کنید، علاوه بر آن، جذابیت های معمول دنیا که به طور عادی کمرشکن هستند را، هزار برابر جلوه دهید، اما باز هم در این میان عده ای، جذب آن حقیقت های نادیدنی و ناشنیدنی شوند بسیار جالب است و "حجاب" یکی از این حقایق است.

 

 

زن مسلمان با اعتقاد به عالم غیب و آخرت و از همه مهمتر جلب رظایت خداوند است که این محدودیت را متحمل می شود.

 

 

 

 

اما جوامع غربی که کشور آلمان یکی از آنهاست و به ظاهر از منظم ترین و مدرن ترین کشورهای غربی است، دقیقا از همین موضوع در شگفتند و ناراحت. وقتی در غرب، آزادی مطلق اعلام شد، اول مفهومی که از واژه آزادی در آن دوران به ذهن خطور می کرد، آزادی از همه جهات بود، چه به لحاظ رفتار و چه به لحاظ عقیده.

 

اما با گذشت زمان و با پیشرفت اسلام و دین معلوم شد که این آزادی اتفاقا مطلق نیست و محدودست و البته محدودیتش متوجه دینداران است و قانون نانوشته آنها این بود:

هر کس طالب آزادی غربی و فرهنگ غربی و مبانی مدرنیته باشد، آزاد است.

 

 

اگر شما هم بجای سردمداران فرهنگ غرب بودید، بسیار سخت بود که در چندین میلیون رسانه خود، شهوات و بی بند وباری و لذت طلبی را ترویج کنید، و دانشجوی شما همه اینها را کنار بزند و جذب حجاب اسلامی شود.

 

این همان چالشی است که غرب نمی تواند از آن چشم پوشی کند و "آزادی"، دروغ بزرگی است که سالهاست با آن مردم را می فریبند.

 

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید